در شانزدهمین روز حملات امریکایی ـ صهیونیستی علیه ایران، داغ شهادت رهبر انقلاب، فرماندهان، زنان و کودکان بیگناه بر دل جامعه تازه است؛ از جمله ۱۶۸ دانشآموز دبستانی که در یکی از تلخترین حملات دشمن جان باختند. در چنین شرایطی که کشور زیر فشار حملات خارجی قرار دارد، بیش از هر زمان دیگری انسجام و هوشیاری اجتماعی اهمیت پیدا میکند؛ چراکه تجربههای تاریخی نشان داده است دشمنان یک ملت، تنها به میدان نظامی بسنده نمیکنند و همواره تلاش میکنند از شکافهای داخلی برای ضربه زدن به امنیت و آرامش جامعه استفاده کنند.
در روزهایی که صدای انفجار در بسیاری از شهرها بلند است و خانههای بسیاری در سوگ عزیزانشان نشستهاند، جامعه با یک آزمون مهم تاریخی روبهروست. آزمونی که در آن تنها قدرت نظامی تعیینکننده نیست، بلکه بلوغ اجتماعی و مسئولیتپذیری مردم نیز نقشی تعیینکننده در عبور از بحران دارد.
جنگها در دنیای امروز صرفاً نبردی میان ارتشها نیستند. در کنار حملات نظامی، جنگ روانی، بیثباتسازی اجتماعی و تلاش برای ایجاد آشوب داخلی نیز بخشی از راهبرد دشمنان به شمار میآید. هدف چنین اقداماتی روشن است: تضعیف روحیه عمومی، ایجاد احساس ناامنی و در نهایت شکستن انسجام اجتماعی.
در چنین شرایطی، برخی افراد یا جریانها ممکن است به دلایل مختلف ـ از سر ناآگاهی، تأثیرپذیری از تبلیغات خارجی یا حتی انگیزههای فرصتطلبانه ـ به رفتارهایی روی بیاورند که به نفع دشمن تمام میشود. این رفتارها میتواند از انتشار شایعات و اطلاعات نادرست در فضای مجازی گرفته تا ایجاد تنش و اخلال در نظم اجتماعی را شامل شود.
بدیهی است که در شرایطی که کشور با تهدید خارجی روبهروست، هرگونه بیثباتی داخلی میتواند به ابزار فشار دشمن تبدیل شود. به همین دلیل، بسیاری از کشورها در دوران بحران و جنگ بر ضرورت حفظ نظم عمومی و تقویت همبستگی اجتماعی تأکید میکنند.
در چنین فضایی، مسئولیت اجتماعی شهروندان بیش از همیشه اهمیت پیدا میکند. جامعهای که اعضای آن نسبت به امنیت و آرامش عمومی احساس مسئولیت داشته باشند، در واقع یک شبکه گسترده از مراقبت اجتماعی ایجاد میکند؛ شبکهای که میتواند مانع از گسترش رفتارهای مخرب و سوءاستفاده جریانهای فرصتطلب شود.
هوشیاری اجتماعی البته به معنای بیاعتمادی یا بدبینی نسبت به یکدیگر نیست؛ بلکه به معنای دقت، مسئولیتپذیری و توجه به پیامدهای رفتارهای فردی در شرایط حساس است. در روزهایی که دشمن تلاش میکند با ابزارهای مختلف بر جامعه فشار وارد کند، هر رفتار سنجیده و مسئولانه میتواند به تقویت آرامش عمومی کمک کند.
از سوی دیگر، تجربههای تاریخی نشان داده است که نفوذ و بیثباتسازی داخلی یکی از ابزارهای همیشگی در جنگها بوده است. در بسیاری از کشورها، از جمله تجربه عراق و لیبی دشمنان تلاش کردهاند با استفاده از شبکههای نفوذ، جنگ روانی یا تحریک آشوبهای داخلی، مسیر فشار خارجی را هموار کنند. با این حال، در اغلب موارد، زمانی که جامعه از سطح بالایی از آگاهی و همبستگی برخوردار بوده، چنین تلاشهایی با شکست مواجه شده است.
در ایران نیز بارها دیده شده است که در لحظات حساس تاریخی، مردم با درک شرایط و حفظ انسجام اجتماعی توانستهاند از بحرانها عبور کنند. این انسجام، سرمایهای است که نه تنها امنیت کشور را تقویت میکند، بلکه پیام روشنی نیز به دشمنان میفرستد: جامعهای که متحد و هوشیار باشد، به آسانی دچار فروپاشی نمیشود.
در کنار نیروهای نظامی و امنیتی که مسئولیت مستقیم دفاع از کشور را بر عهده دارند، مردم نیز با رفتار مسئولانه و حفظ آرامش اجتماعی میتوانند نقشی مهم در حفظ ثبات کشور ایفا کنند. همکاری شهروندان با نهادهای مسئول، توجه به هشدارهای امنیتی و گزارش موارد مشکوک، از جمله اقداماتی است که در بسیاری از کشورها به عنوان بخشی از مشارکت مدنی در تأمین امنیت عمومی شناخته میشود.
این همکاری اجتماعی، به معنای مشارکت آگاهانه در حفظ امنیت جمعی است؛ امنیتی که نه تنها به نفع دولت یا نهادهای رسمی، بلکه در نهایت به نفع همه شهروندان و خانوادههای آنان خواهد بود.
در روزهایی که کشور زیر فشار حملات دشمن قرار دارد، مهمترین نیاز جامعه حفظ آرامش، همبستگی و اعتماد متقابل است. دشمنان ممکن است تلاش کنند از طریق حملات نظامی، جنگ روانی یا تحریک ناآرامیها، جامعه را دچار اضطراب و تفرقه کنند؛ اما اگر مردم بتوانند انسجام و هوشیاری خود را حفظ کنند، چنین تلاشهایی به نتیجه نخواهد رسید.